راز طول عمر مشخص شد؛ ژنتیک نیمی از عمر انسان را تعیین میکند

یافتههای یک تحقیق علمی جدید نشان میدهد نقش ژنتیک در تعیین طول عمر انسان بسیار پررنگتر از چیزی است که پیشتر تصور میشد طبق نتایج این پژوهش عوامل وراثتی میتوانند تا نیمی از طول عمر افراد تاثیر گذار باشد رقمی که فاصله چشمگیری با برآوردهای کلاسیک گذشته دارد و دوباره بحث قدیمی «ژنتیک یا سبک زندگی» را به مرکز توجه آورده است.
این پژوهش که توسط گروهی از محققان دانشگاه لیدن هلند انجام شده با هدایت یوریس دیلن ژنتیکشناس رویکرد متفاوتی را برای بررسی طول عمر بهکار گرفته است پژوهشگران در این مطالعه تلاش کردهاند اثر عوامل غیرزیستی و بیرونی مانند تصادفها یا بیماریهای عفونی قابل درمان را از محاسبات کنار بگذارند عواملی که معمولاً ارتباط مستقیمی با فرآیندهای پیری ندارند اما میتوانند سن مرگ را بهطور ناگهانی تغییر دهند.
به گزارش لایو ساینس تیم تحقیق یک مدل ریاضی جدید طراحی کرد و دادههای گستردهای از دوقلوها در چند کشور از جمله سوئد، دانمارک و ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد تحلیلها در هر سه مجموعه داده به نتایجی همراستا رسید و نشان داد سهم ژنتیک در طول عمر انسان به حدود ۵۰ درصد میرسد این نتایج در نهایت در نشریه علمی Science منتشر شده است.
در این تحقیق پژوهشگران الگوهای شباهت طول عمر را میان هزاران جفت دوقلو بررسی کردند دوقلوهای همسان تقریباً تمام مواد ژنتیکی خود را مشترک هستند در حالی که دوقلوهای غیرهمسان بهطور متوسط نیمی از ژنها را با هم سهیماند بر همین اساس اگر یک ویژگی مانند طول عمر وابستگی ژنتیکی بالایی داشته باشد انتظار میرود شباهت آن در دوقلوهای همسان بهمراتب بیشتر از دوقلوهای غیرهمسان باشد الگویی که در دادههای این مطالعه بهوضوح دیده شد.
این یافتهها در تضاد با برآوردهای قدیمیتر قرار میگیرند مطالعات پیشین معمولاً سهم ژنتیک در طول عمر را عددی بین ۶ تا ۲۵ درصد اعلام میکردند و نقش عوامل محیطی و سبک زندگی را بسیار پررنگتر میدانستند همین تفاوت باعث شد محققان نسبت به محدودیتهای روشهای کلاسیک بازنگری جدی داشته باشند.
دیلن و همکارانش با توجه به شواهدی مانند وجود خانوادههایی با طول عمر بسیار بالا و نقش ژنتیک در بیماریهای وابسته به سن از جمله بیماریهای قلبی و عروقی به این نتیجه رسیدند که احتمالاً اثر وراثت دستکم گرفته شده است مسئله اصلی اما تفکیک مرگهایی بود که مستقیماً به فرآیند پیری و عوامل درونی بدن مربوط میشوند از مرگهایی که ریشه در حوادث یا شرایط محیطی دارند.
در همین زمینه لوک پیلینگ ژنتیکشناس دانشگاه اکستر که در این پژوهش مشارکت نداشته توضیح میدهد بسیاری از مطالعات قدیمی صرفاً از شاخص «مرگ به هر دلیل» استفاده میکردند در این روش تنها سن مرگ افراد ثبت میشد و اطلاعات دقیقی درباره علت مرگ در دسترس نبود بهگفته او مدل جدید تلاش میکند این ضعف را با تخمین آماری نقش عوامل بیرونی جبران کند.
مدل طراحیشده توسط تیم دیلن حتی در مواردی که علت دقیق مرگ مشخص نیست میتواند سهم احتمالی عوامل غیرژنتیکی را محاسبه کند دادههای مورد استفاده در این پژوهش مربوط به دوقلوهایی است که بین سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۹۳۵ میلادی متولد شدهاند دورهای که تغییرات بزرگی در بهداشت عمومی و درمان بیماریها رخ داده است.
تحلیل دادههای دوقلوهای سوئدی امکان بررسی نتایج بهتفکیک دهههای تولد را نیز فراهم کرده است برای مثال افرادی که در اوایل قرن بیستم به دنیا آمدهاند در مقایسه با متولدین دهههای بعدی بیشتر در معرض مرگ ناشی از عفونتها قرار داشتهاند زیرا پیشرفتهای پزشکی بهتدریج میزان مرگومیر محیطی را کاهش داده است.
در چارچوب مدلهای سنتی انتظار میرود با کاهش مرگهای ناشی از عوامل بیرونی، سهم ژنتیک در طول عمر افزایش یابد اما مدل جدید عددی نسبتاً ثابت و نزدیک به ۵۰ درصد را برای نقش وراثت نشان میدهد عددی که مستقل از تغییرات محیطی بهدست آمده و بیانگر اثر عمیق ژنتیک در فرآیند پیری است.
البته خود پژوهشگران نیز به محدودیتهای این رویکرد اذعان دارند دیلن تأکید میکند بهترین سناریو دسترسی به دادههایی بود که علت دقیق مرگ هر فرد را ثبت کرده باشند تا تفکیک عوامل درونی و بیرونی بهصورت مستقیم انجام شود با توجه به ماهیت تاریخی دادهها، چنین اطلاعاتی در دسترس نبوده و ناچار از مدلسازی آماری استفاده شده است.
محدودیت مهم دیگر به ترکیب جمعیتی دادهها بازمیگردد بیشتر شرکتکنندگان این پژوهش از کشورهای شمال اروپا بودهاند و هنوز مشخص نیست این الگوی ۵۰ درصدی در جمعیتهای دیگر جهان نیز تکرار میشود یا خیر پژوهشگران معتقدند برای پاسخ به این سؤال به دادههای گستردهتر و متنوعتری نیاز است.
بهگفته پیلینگ ثبت دیجیتال و دقیقتر اطلاعات سلامت در سالهای اخیر میتواند در آینده زمینه انجام مطالعات مشابه را فراهم کند بررسی این مدل در جمعیتهایی با شرایط فرهنگی اقتصادی و محیطی متفاوت میتواند نشان دهد آیا نقش ژنتیک در طول عمر یک ویژگی جهانی است یا به شرایط خاص برخی جوامع محدود میشود.





